چشمانی که معجزه میکرد و دلی که به درد نشست:
پدیدهای به نام «اثر مردمک»: وقتی عاشق میشوی، مردمک چشمها گشاد میشود و مغز دوپامین آزاد میکند — همان مسیر عصبی اعتیاد. یعنی «معجزهای» که در چشمان او دیدی، پردازش شیمیایی مغزت بود، نه واقعیت بیرونی. جدایی هم دقیقاً مثل سندرم ترک مواد است: گیرندههای دوپامین خالی میمانند و درد واقعی جسمی حس میکنی. پس چشمهایت معجزه میکردند، اما حالا که قرص دوپامین قطع شده، دردش را «واقعی»تر از خود معجزه حس میکنی. سؤال این است: آیا معجزه در چشمان او بود یا در شیمی مغز تو؟
راهکار:
شاید معجزه در چشمان او نبود، بلکه نگاه تو بود که دنیا را جادویی میدید. حالا که درد آمده، یادت باشد آن جادو هنوز در چشمهای خودت زنده است؛ فقط کسی نبود که شایسته دیدنش باشد.