دستهای لرزان تو و گم شدن دستهای من:
آیا میدانستید مغز آدمی «نورونهای آینهای» دارد که با دیدن لرزش دستِ دیگری، همان مدار عصبیِ لرزشِ دستِ خودت را فعال میکند؟ این یعنی «گم کردن دستها» فقط یک استعاره نیست؛ سیستم بدن-آینه در مغزت، مرز بدنت را با بدن او جابهجا کرده است. عصبشناسان به این پدیده «همآمیزی بدنی» میگویند؛ همان حالتی که در هنگام خلسه و همدلی عمیق، مرز بین من و تو محو میشود.
راهکار:
این تصویر را میشود ادامه داد: «دستات لرزید و من دستهایم را در لرزش تو گم کردم»؛ تبدیلش کن به استعارهای از حلشدن در دیگری. این بازنویسی به جمله حالت روایی میدهد و حس گم شدن را ملموستر میکند.