پارت چهارم (درخواست لس انجلس ❤️🩹)
سکوت کوتاهی بینشان حاکم شد، سکوتی پر از ناگفتهها. لیسا دستش را دراز کرد و به آرامی دست جنی را لمس کرد. جنی نفسش را حبس کرد. این اولین باری بود که اینقدر نزدیک به هم بودند، بدون حضور دیگر اعضا.
«من… من احساس خاصی نسبت بهت دارم، جنی. یه چیزی فراتر از دوستی.» لیسا با صداقتی که دل جنی را لرزاند، گفت.️
سکوت کوتاهی بینشان حاکم شد، سکوتی پر از ناگفتهها. لیسا دستش را دراز کرد و به آرامی دست جنی را لمس کرد. جنی نفسش را حبس کرد. این اولین باری بود که اینقدر نزدیک به هم بودند، بدون حضور دیگر اعضا.
«من… من احساس خاصی نسبت بهت دارم، جنی. یه چیزی فراتر از دوستی.» لیسا با صداقتی که دل جنی را لرزاند، گفت.️
-
عاشقانه رفاقتی اعتراف عاشقانه جنی و لیسا احساس خاص به دوست لمس دست در سکوت تحقیقات نوروساینس نشان میدهد سکوت در لحظات عاطفی،...