جنایت روزمره: کشتن یا کشته شدن توسط روزها:
در روانشناسی، پدیدهای به نام 'خودتخریبی زمانی' وجود دارد: وقتی احساس پوچی میکنیم، آگاهانه یا ناآگاهانه زمان را 'میکُشیم' چون معتقدیم زمان هم ما را میکُشد. این چرخهٔ معیوب با افزایش کورتیزول همراه است که ادراک زمان را کُند میکند و هر روز، یک جنایت زیستشناختی رخ میدهد. آیا تا به حال شده با خلق یک لحظهٔ بیهدف، این چرخه را بشکنید؟
راهکار:
این پارادوکس را جابهجا کن: به جای کشتن روزها تا تمام شوند، از آنها 'عمر' بساز که تمام نشود. روزی که واقعاً زندگی شود، تو را نمیکُشد، بلکه زخمهایت را پانسمان میکند.