دنیا قشنگ بود تو کتابا، وقتی به ما رسید خراب:
در روانشناسی به این شکاف میان انتظار و واقعیت «سوگیری ضربه» میگویند: انسانها شدت هیجانی رویدادهای آینده را بیشبرآورد میکنند. مغز ما داستانهای آرمانی میسازد و بعد، وقتی زندگی نسخهی پیشنویس را تحویل میدهد، حس ویرانی میکند. این خطای شناختی، ریشهی باستانی دارد؛ اجداد ما برای بقا نیاز داشتند وعدههای بزرگ را باور کنند، حتی اگر مقصد همیشه خرابه باشد. آیا تا به حال فکر کردهاید اگر کتابها از اول ویرانبودن دنیا را صادقانه میگفتند، باز هم برای ساختنش تلاش میکردیم؟
راهکار:
زیبایی کتابها نقشهای از پیش کشیدهشده بود، اما واقعیت بوم خالیایست که تو خودت باید رنگآمیزیاش کنی؛ شاید ویرانی آغاز نقاشی تو باشد.