تفسیر زیبایی مو به مو در شعر عاشقانه کتاب گیسو:
گیسو در اساطیر ایرانی فقط زینت نیست؛ نماد «رشتههای سرنوشت» و «پوشش راز» بوده است. اما از دید عصبشناسی، هر تارِ مو بافتی مرده و بدون حس است؛ این مغزِ توست که الگوی تکراری و فرکتالِ آن را «زیبا» میخواند و دوپامین ترشح میکند. پس تفسیرِ زیبایی، بیش از آنکه دربارهی مو باشد، آینهی نقشهی عصبیِ خودِ عاشق است. کدام تارِ ادبیات، چنین پیچیدگیای را در خود دارد؟
راهکار:
اگر این متن را ادامه بدهی، صفحهای که باز میشود «خالی» بگذار؛ زیبایی از ناتمامی متولد میشود و مخاطب ناچار میشود تفسیر خودش را جایگزین کند. شعر از تعارف به آیینه تبدیل میشود.