وقتی خودمان پلهای عاطفی را خراب میکنیم:
در روانشناسی، این عمل را گاهی «بریدن پیشدستانه» مینامند: یک مکانیسم دفاعی که در آن فرد برای اجتناب از طرد شدن یا آسیب آینده، خودش رابطه را میسوزاند. این کار حس کنترل موقت میدهد، اما اغلب منجر به انزوای خودخواسته میشود. آیا این خراب کردنها واقعاً شما را ایمن کرد، یا فقط جزیرههای تنهایی بیشتری ساخت؟
راهکار:
این رویکرد میتواند نشانهای از «کنترل پیشدستانه» باشد؛ تلاش برای مدیریت درد آینده با ایجاد آن در زمان حال. شاید مفید باشد بپرسید: آیا این پلها واقعاً غیرقابل عبور بودند، یا من فقط از ترس سقوط، خودم آنها را منفجر کردم؟