کشتن در فکر و زنده شدن در قلب:
روانشناسان به این پدیده «ناهماهنگی شناختی» میگویند: وقتی دو باور متضاد (عشق و نفرت) همزمان فعال میشوند، ذهن برای کاهش تنش به راههای عجیبی متوسل میشود. جالب اینجاست که عشق واقعی دقیقاً در همین میانهی کشتن و زنده کردن شکل میگیرد. سوال به شما: آیا تا به حال چنین تناقضی را برای یک خاطره تجربه کردهاید؟
راهکار:
این تناقض را میتوان بهعنوان نمایشی از نبرد ناخودآگاه تعبیر کرد: ذهن سعی در طرد دارد اما قلب به وابستگی عاطفی پایبند است. شاید ریشهاش در ترس از دست دادن یا نیاز به کنترل باشد.