اشک ریختن برای عشق میتسوری و اوبانای در شیطان کش:
وقتی برای زوجی خیالی مثل میتسوری و اوبانای اشک میریزیم، مغز ما آنها را مثل افراد واقعی پردازش میکند. اسکنهای fMRI نشان میدهند که ناحیهٔ اینسولای قدامی و قشر کمربندی قدامی – مراکز اصلی همدلی – هنگام تماشای صحنههای احساسی انیمه، درست به اندازهٔ موقعیتهای واقعی فعال میشوند. جالب اینجاست که داستان این دو نفر، نماد کهنالگوی «عشق فراتر از مرگ» در نظریهٔ یونگ است؛ عشقی که با مرگ قویتر میشود. شاید به همین دلیل است که بعد از تماشا، قلبتان هم سنگین است و هم آرام.
راهکار:
اشک ریختن برای شخصیتهای خیالی نشانهٔ هوش هیجانی بالا و همدلی عمیق است. پژوهشها میگویند هنگام همذاتپنداری با داستانها، مغز ما اکسیتوسین ترشح میکند؛ یعنی این اشکها کاملاً واقعی و حتی درمانیاند. میتسوری و اوبانای هم با عشق تراژیکشان، نمونهای از «فراروان» در داستانسرایی مدرن هستند.