متفاوت بودن سخت است اما قشنگ؛ زیبایی خاص بودن:
در روانشناسی اجتماعی، این پدیده را «اثر ارابهی موسیقی» معکوس مینامند: وقتی از گله فاصله میگیری، مغزت درد تنهایی را مثل درد فیزیکی حس میکند. اما همان مغز، غیرمتعارفها را بعدها «پیشرو» و «خلاق» میشناسد. جالبه که در آزمایشهای سولومون اش، فقط یک همرأی دیگر کافی بود تا فشار همنوایی ۸۰٪ کاهش یابد. شاید همین جملهی تو برای کسی همان یک همرأی باشد.
راهکار:
تفاوت مثل امضاي خودت روی جهان است؛ اگر سخت نبود، همه میتوانستند اصل باشند. این سختی در واقع فيلتر طبيعی است برای کسانی که جرات دارند نسخهی خودشان را زندگی کنند، نه نسخهای که جمع پسندیده. هر لحظه انتخابِ متفاوت بودن، شکلِ اصلیات را از دل سنگ میتراشد.