متن سوزوندن اسم: تو اسمم را میسوزانی، قصهام را نه:
مغز انسان به محض شنیدن اسم خود، حتی در همهمهی مهمانی، واکنش نشان میدهد (اثر کوکتل پارتی). سوزاندن اسم، تلاشی برای خاموش کردن آن جرقهی شناسایی است. در روم باستان، این کار را «دمناتیو مموریا» میگفتند: پاککردن نام از تاریخ. اما نکته اینجاست: داستان تو، روایتی که میسازی، از جنس آتش نیست؛ از جنس هوایی است که نمیسوزد. اگر اسمت را پاک کنند، قصهات چگونه به حیاتش ادامه میدهد؟
راهکار:
اسم، برچسبی برای شناسایی از بیرون است، اما قصه، نقشهی درونی توست که حتی اگر تمام اسمها را بسوزانند، از میان شعلهها هم راه خود را پیدا میکند. این متن را میتوانی به یک «شعر-داستان» کوتاه بدل کنی: هر بار که کسی خواست اسمت را آتش بزند، شعله را به نور تبدیل کن و بگذار قصهات را روشنتر بتاباند.