دختری که درونم زندگی میکرد و هیچکس نشناختش:
خودِ واقعی همیشه «یک» نفر نیست؛ در علوم شناختی به این پدیده «خودهای چندگانه» میگویند. مغز ما بسته به محیط، بخشی از هویت را فعال و بقیه را خاموش میکند. پژوهشها نشان دادهاند انسانها در موقعیتهای متفاوت حتی ارزشهای اخلاقی متفاوتی نشان میدهند و نزدیکترین آدمها هم فقط یک نسخه از ما را میبینند. بهقول ویلیام جیمز: هر آدمی به تعداد کسانی که با آنها ارتباط دارد، خودِ اجتماعی دارد. پس کدام نسخه از تو واقعاً مالِ خودِ توست؟
راهکار:
میتوانی متن را به گفتوگویی با همان دخترِ درون ادامه بدهی؛ مثلاً: «حالا که پیدات کردم، دیگر نمیگذارم ناشناخته بمانی.» این کار، حسِ غمِ راکد را به شروعِ یک رابطهی تازه با خودت تبدیل میکند.