بیتفاوتی اجتماعی و بهایی که برای آرمانها پرداختیم:
پدیده «انحلال همدلی» را بشناسید: مغز انسان برای چند ده قربانی ظرفیت احساسی دارد، نه هزاران نفر. در آزمایشهای «فرسایش شفقت»، وقتی به شرکتکنندهها یک قربانی نشان میدادند، کمک میکردند؛ با دو قربانی کمتر، با هشت قربانی تقریباً هیچ. جمع بستن نامها به «حمیدرضاها» دقیقاً همان سازوکار است؛ عددها همدلی را میمیرانند و خون به گزاره تبدیل میشود. آیا میتوانی یک «حمیدرضا» را با نام و رؤیاهایش برایمان تعریف کنی؟
راهکار:
این گفته را میتوان از دل یک روایت انسانی بیرون کشید: یکی از «حمیدرضا»ها را تصور کن و دنیای او را توصیف کن؛ اتاقش، نامهای که هرگز فرستاده نشد، برنامهای که برای فردا داشت. وقتی نامها از جمع جدا میشوند، بیتفاوتی دیگر معنا ندارد.