قول عاشقانه: اگر بیای بخوابم، تا ابد میخوابم:
در علوم اعصاب، همخوابی با کسی که دوستش دارید، همزمانسازی امواج مغزی و ضربان قلب را افزایش میدهد و حس همدلی را عمیقتر میکند. از منظر منطق، قول دادن برای «ابد» یک پارادوکس است: آیندهی نامتناهی قابل تضمین نیست، پس این وعده در واقع یک ژست شاعرانه است که در لحظه، احساس جاودانگی میسازد. این جمله، تضاد بین صمیمیت فیزیکی و نیستی ابدی را به زیبایی نشان میدهد.
راهکار:
این بدهبستانِ خوابیدن، مثل یک معاملهٔ فاوستی است: تو «تا ابد خفتن» را میخواهی تا یک لحظه همآغوشی را تضمین کنی؛ انگار هر لحظهٔ بیداری بعد از آن بیارزش است. چه میشود اگر به جای ابدیت، روی همین یک شب تمرکز کنی و آن را چنان عمیق زندگی کنی که در خاطره، ابدی شود؟