قولها فقط حرفاند؛ وقتی وعدهها بیعمل میشوند:
در روانشناسی به این «توهم نیتمندی» میگویند؛ مغز هنگام اعلام قول، همان دوپامینی را ترشح میکند که هنگام انجام عمل. پس قول دادن نوعی پاداش فوری برای مغز است، نه تضمین اجرا. از منظر زبانشناسی، گفتار اجرایی فقط وقتی واقعیت میسازد که شرایط صداقت و اقتدار فراهم باشد؛ وگرنه صرفاً رشتهای آواست. در ایران باستان، پیمان شفاهی چنان با سوگند گره خورده بود که شکستنش مجازات اجتماعی داشت.
راهکار:
قولها همیشه از جنس آیندهاند و آینده هنوز وجود ندارد؛ شاید برای همین است که اینهمه راحت شکسته میشوند. آنچه اکنون انجام میشود تنها واحد پول معتبر رابطه است، نه وعدهها.