معنای تلخ قولهای بیاعتبار و قسمهای دروغ:
در علوم اعصاب، هر قولِ شکستهشده فقط یک خاطره بد نیست؛ مغز را وامیدارد آستانه ترشح اکسیتوسین را پایین بیاورد تا برای اعتماد بعدی محتاطتر شود. اعتماد در مغز یک تصمیم منطقی نیست، یک الگوی آماری است. از نظر تاریخی هم در ایران باستان «دروغ» در اوستا همعرض اهریمن شمرده میشد و سوگند دروغ گناهی بزرگ بود؛ حالا این جمله میگوید همان ضامن باستانی حقیقت دیگر کارایی ندارد.
راهکار:
از نگاه روانشناسی اجتماعی، قول وقتی میشکند، مغز ما آن را بهعنوان «نقض قرارداد» پردازش میکند نه فقط یک دلخوری؛ به همین دلیل است که بعد از چند قسمِ دروغ، واکنشها سردتر از خودِ ماجرا به نظر میرسند.