عشق ناگهانی مثل قاتلی در کوچهای تاریک:
جالب است بدانیم در روانشناسی، پدیدهی «نادرستی نسبت دادن برانگیختگی» وجود دارد: وقتی ناگهان در موقعیتی پرتنش (حتی ترسناک) ضربان قلبمان بالا میرود، مغز ممکن است این برانگیختگی فیزیولوژیک را به اشتباه به عشق نسبت دهد. آزمایش معروف «پل معلق» کاپیلانو نشان داد مردانی که روی پلی ترسناک با زنی جذاب صحبت کردند، بسیار بیشتر از آنها که روی پل امن بودند، تمایل به تماس دوباره نشان دادند. درست مثل همین تشبیه: عشق و ترس در یک کوچه تاریک عصبی به هم گره میخورند.
راهکار:
در نوروساینس، عشق ناگهانی و ترس هر دو مسیر آمیگدال را طی میکنند؛ به همین علت ضربان قلب بالا در یک برخورد عاشقانه میتواند با احساس خطر اشتباه گرفته شود. این همپوشانی عصبی یکی از دلایلی است که عشق را گاه همچون یک حمله تجربه میکنیم، درست مثل قاتلی در کوچهای تاریک.