قوی سیاه؛ نماد زیبایی غیرمنتظره و خاص بودن:
تا پیش از ۱۶۹۷ میلادی، اروپاییها باور داشتند همه قوها سفیدند؛ چون هرگز قوی سیاه ندیده بودند. وقتی دریانورد هلندی «ویلم دو فلامینگ» در استرالیا قوی سیاه دید، یک باور هزارساله فرو ریخت. نسیم طالب همین رویداد را به نظریهای تبدیل کرد: «قوی سیاه» اتفاقی نادر و غیرقابل پیشبینی است که پس از وقوع، برایش منطق میسازیم. کدام باورِ «همه سفیدنِ» تو با یک قوی سیاه فرو ریخت؟
راهکار:
قوی سیاه فقط یک پرنده نیست؛ استعاره از همان چیزی است که منطق نمیپذیرد. شاید عاشق چیزی شدی که دیگران هنوز درکش نمیکنند، یا داری از زیباییِ غیرقابلپیشبینی دفاع میکنی. همین نگاه، خودش یک قوی سیاه در دنیای آدمهایی است که فقط سفید را باور دارند.