ما بیش از اندازه قوی بودیم؛
مدام می شکستیم،
شکسته هایمان را بند می زدیم و ادامه می دادیم،
اشک می ریختیم،
اشک هایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک می کردیم
و دوباره با تمام جسارت، روی پاهای خودمان می ایستادیم.
ما بیش از اندازه قوی بودیم،
به کسی تکیه نمی دادیم،
با کسی از دردهایمان نمی گفتیم
و از کسی کمک نمی خواستیم.
ما به قیمت همین قوی بودن، از پا در آمدیم!
❤️🩹🍃️
مدام می شکستیم،
شکسته هایمان را بند می زدیم و ادامه می دادیم،
اشک می ریختیم،
اشک هایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک می کردیم
و دوباره با تمام جسارت، روی پاهای خودمان می ایستادیم.
ما بیش از اندازه قوی بودیم،
به کسی تکیه نمی دادیم،
با کسی از دردهایمان نمی گفتیم
و از کسی کمک نمی خواستیم.
ما به قیمت همین قوی بودن، از پا در آمدیم!
❤️🩹🍃️
3.8
غمگین روانشناسی تنهایی در سختی فرسودگی عاطفی کمک نخواستن قوی بودن و شکست پدیدهای که «فرسودگی ناشی از تابآوری اجباری» نامی...