تیر گرم و بدن سرد: یک کنایهٔ تلخ و خندهدار:
در پزشکی قانونی به این پدیده «آلگور مورتیس» میگویند: بعد از مرگ، بدن هر ساعت ۱.۵ درجه سانتیگراد خنک میشود تا با دمای محیط همدما شود. گرمای تیر در کسری از ثانیه رگهای متسع را از کار میاندازد، و متابولیسمِ گرمابخش قطع میشود. یعنی گرمترین سلاح، سردترین پایان را میسازد. آیا این شعر قبل از کشف این شیب حرارتی آن را حس کرده بود؟
راهکار:
اینجا بازی شاعرانهای بین «سرد» و «گرم» راه افتاده. میشود این تضاد را گسترش داد: مثلاً «بدنها سرد میشوند از تیر گرم، اما قلبها گرم میمانند از زخم سرد» یا در مکالمهای طنزآلود، یکی بگوید «پس قبل از شلیک، بدن گرم بوده و گرمتر هم شده». این جنس بازی با کلمات، در ادبیات معاصر خیلی گل میکند.