بزرگ شدن در قبیلهای بدون واژه ترس:
در زبانشناسی، فرضیهی ساپیر-وورف میگوید زبانی که واژهای برای 'ترس' ندارد، ممکن است نحوهی درک و تجربهی آن را تغییر دهد. اما مغز انسان همچنان واکنشهای ترس را از طریق آمیگدال پردازش میکند. جالب است که برخی قبایل آمازون واژهای برای 'نگرانی' ندارند، اما اضطراب را از طریق بدن نشان میدهند. آیا واقعاً میتوان بدون واژه، احساس را نادیده گرفت؟
راهکار:
این ادعا که قومی واژهای برای 'ترس' ندارد، بیشتر به یک استعاره شبیه است تا واقعیت. در روانشناسی، 'ترس' یک هیجان پایهای است که حتی در زبانهای فاقد واژهی مستقیم، از طریق نشانههای بدنی و فرهنگی بروز میکند. شاید این 'نبود واژه' در واقع سرکوب اسم ترس باشد، نه خود آن. آیا میتوان بدون نام بردن از یک احساس، آن را تجربه نکرد؟