تنهایی و غم؛ وقتی غم نیز خانه ما را گم کند:
در علوم اعصاب به این «هموستاز احساسی» گفته میشود؛ وقتی غم طولانی شود، مغز برای حفظ تعادل، همان غم را بهعنوان حالت پایه ثبت میکند، نه یک استثنا. پژوهشها نشان میدهند آمیگدال در افراد افسردهٔ مزمن تا ۱۶٪ بزرگتر میشود و مدارهای پاداش کمتر به شادی پاسخ میدهند. یعنی غم واقعاً «خانه» را تصرف میکند؛ پس آرزوی «گم شدن غم» در واقع درخواست بازنویسی نوروپلاستیک مغز است.
راهکار:
این بیت را میشود از زاویهٔ دیگری نگاه کرد: اگر غم هم خانهٔ ویرانهٔ ما را گم کند، شاید تازه فرصتی است برای بازسازی؛ اما گاهی آدم به همان غم آشنا چنگ میزند چون آشناست. بازتابش میتواند این باشد: «غمِ گمشده، آغازی برای ساختن است، نه پایانِ بودن.»