"پارت٣١_رمان درپناه تو"
...رو نمیشناخت.
یه جور خشمی توش بود که تا حالا تو وجودش ندیده بودم.
یهو چشمم افتاد به دست بابا.
جانماز سهیل توی دست بابام بود.
همون لحظه یه چیزی توی دلم ریخت پایین.
حتماً فهمیده بود.
حتماً به همین خاطر بود که اینقدر عصبانی بود.
همونطور که همیشه میگفت، اسم آوردن از مسلمانها تو خونهی ما یه جور خط قرمز بود...
چه برسه به اینکه وسایل عبادت یه مسلمان هم پیدا بشه...️
...رو نمیشناخت.
یه جور خشمی توش بود که تا حالا تو وجودش ندیده بودم.
یهو چشمم افتاد به دست بابا.
جانماز سهیل توی دست بابام بود.
همون لحظه یه چیزی توی دلم ریخت پایین.
حتماً فهمیده بود.
حتماً به همین خاطر بود که اینقدر عصبانی بود.
همونطور که همیشه میگفت، اسم آوردن از مسلمانها تو خونهی ما یه جور خط قرمز بود...
چه برسه به اینکه وسایل عبادت یه مسلمان هم پیدا بشه...️
3.9
مذهبی غمگین رازهای خانوادگی خشم پدر مذهبی خط قرمز مذهبی کشف جانماز آیا میدانید که در فرهنگهای مختلف، اشیاء مذهبی پن...