ترس از تکرار آدمها؛ وقتی تنهایی ترسناک نیست:
مغز به تکرار، بیتفاوت میشود: پدیده «خوگیری» باعث میشود محرک تکراری—حتی یک آدم—پاداش کمتری تولید کند و دوپامین افت کند. در روابط، این یعنی حضور کسی که همیشه همانطور است، کمکم مثل صدای قطار کنار ریل نامرئی میشود. جالب اینکه تنهایی اغلب ترسناک نیست؛ ترسناک، پیشبینیپذیریِ کسی است که دیگر غافلگیرت نمیکند. آیا تکرار، آدمها را از ما میگیرد یا ما را از آنها؟
راهکار:
تکرار آدمها وقتی ترسناک میشود که انتظار داری همان آدم رفتار تازهای داشته باشد؛ در واقع ترس از تکرار، ترس از گیر افتادن در انتظاری است که خودت هم دیگر باورش نداری. تنهایی فقط نبودن دیگران نیست؛ نبودنِ همان چرخهی آشنایی است که هر بار تو را به نقطهی اول برمیگرداند.