پارادوکس میل به پایان و اجبار به ادامه:
مغز انسان از «ناقصی» بیزار است و همیشه به دنبال بستن حلقههاست (اثر زیگارنیک). اما همزمان، ترس از پایان ناشناخته باعث میشود حتی از تمام کردن کارهای خستهکننده هم فرار کنیم. این تناقض همان «مالیخولیای تصمیم» است. آیا ادامه دادن واقعاً حکم است یا فقط عادت به ناتمامی؟
راهکار:
این جمله تداعیکنندهٔ اسطورهٔ سیزیف است: محکوم به هل دادن سنگ تا ابد. اما کامو میگوید باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد. شاید «ادامه» نه از سر اجبار، که انتخاب آگاهانهای باشد برای معنا بخشیدن به همان «پایان».