"پارت٣٦_رمان در پناه تو"
...الله…..
اون موقع نمیفهمیدم چی میگه.
ولی الان میدونم… اون داشت اسم خدا رو صدا میزد.
داشت به خالقش پناه میبرد.
بابا دوباره پرسید:باتوام بازم میگی مسلمون شدم.؟!
وقتی صورت کبود و خونی سهیل رو میدیدم، دلم میخواست گریه کنم.
واقعاً آدم دلش میسوخت.
تو خانوادهی ما، این چیزها سابقه نداشت.
پدر و مادری که همیشه مهربون بودن، چطور میتونستن اینطوری یهوسنگدل بشن؟....️
...الله…..
اون موقع نمیفهمیدم چی میگه.
ولی الان میدونم… اون داشت اسم خدا رو صدا میزد.
داشت به خالقش پناه میبرد.
بابا دوباره پرسید:باتوام بازم میگی مسلمون شدم.؟!
وقتی صورت کبود و خونی سهیل رو میدیدم، دلم میخواست گریه کنم.
واقعاً آدم دلش میسوخت.
تو خانوادهی ما، این چیزها سابقه نداشت.
پدر و مادری که همیشه مهربون بودن، چطور میتونستن اینطوری یهوسنگدل بشن؟....️
3.9
غمگین مذهبی خشونت والدین بر سر دین صدا زدن خدا هنگام درد تغییر دین و تنهایی مطالعات روانشناسی نشان میدهد واکنش خشن خانواده به...