به گلویش دست زد و گفت:
'' یک چیزی گیر کرده . .
اینجاست؛
دکترها میگویند که چیزی آنجا نیست، اما چطور است که راهِ نفسم، راهِ حرف زدنم را گرفته است؟!
ممکن است گریه کردن درمانش باشد . .
اما میدانی، گریه ام تمام شده؛
دیگر هیچ اشکی ندارم.
همه آنها تمام شده اند . .️
'' یک چیزی گیر کرده . .
اینجاست؛
دکترها میگویند که چیزی آنجا نیست، اما چطور است که راهِ نفسم، راهِ حرف زدنم را گرفته است؟!
ممکن است گریه کردن درمانش باشد . .
اما میدانی، گریه ام تمام شده؛
دیگر هیچ اشکی ندارم.
همه آنها تمام شده اند . .️
4.6
غمگین روانشناسی احساس گرفتگی گلو بغض فروخورده گریه نکردن خشک شدن اشک در پزشکی به این حس «گلوبوس فارنژئوس» میگویند؛ انق...