ماشین هرچی خرابتر، خرجش بیشتر: حرف دوپهلو:
«اثر هزینهٔ هدر رفته» میگوید مغزت نمیخواهد بپذیرد که تا اینجا اشتباه سرمایهگذاری کردهای. هر چه بیشتر روی یک «ماشین» خراب خرج کنی، رها کردنش سختتر میشود، حتی اگر عقل بگوید دیگر نمیارزد. این تلهٔ روانیِ تعمیرکارهای احساسی است. چند بار برای «ماشینی» هزینه کردی که فقط سرپا بماند، نه که راه برود؟
راهکار:
استعارهات را جدی بگیر: هر سیستمی (رابطه، شغل، پروژه) وقتی دچار نقص میشود، منابع بیشتری از تو میمکد تا سرپا بماند. این «هزینهٔ نگهداری شکست» است. بهجای تعمیر بیپایان، گاهی باید کل موتور را عوض کنی یا کلاً پیاده شوی. این قانون «آستانهٔ واژگونی» در پویایی سیستمهاست.