یخ عاشق خورشید: استعاره ای از عشق خودویرانگر:
دنبالهدارها تودههای یخ و غبارند که عاشق خورشید میشوند: هر چه نزدیکتر، زیباتر و درخشانتر، اما سرانجام در آغوش خورشید ذوب و نابود میشوند. این خودویرانگری کیهانی، زیباترین نمایش «عشق یکطرفه» در منظومه شمسی است. بعضی دنبالهدارها مثل ISON در حضیض خورشیدی کاملاً تبخیر شدند. اگر یخ میدانست خورشید هرگز او را حس نمیکند، باز هم عاشق میشد؟
راهکار:
یخ عاشق خورشید، تراژدی نیست؛ انتخابی است برای رسیدن به نور، حتی به قیمت محو شدن. اینجا بودن در «نبودن» معنا میشود.