استفن سالواتور؛ سندرم نجاتدهنده و فداکاری افراطی:
سندرم نجاتدهنده در روانشناسی اغلب با «والدسازی کودک» پیوند دارد: فردی که در کودکی مسئول آرامش بزرگسالان بوده، بعدها نجات دیگران را با ارزش خود گره میزند و تاریکی را نه خطر، بلکه میدان اثبات وجود میبیند. همین الگو میتواند به فرسودگی و خودویرانی بینجامد؛ چون نجاتدهنده بدون «بحران» احساس بیمصرفی میکند. آیا قهرمانبودن همیشه انتخاب است یا گاهی اعتیاد به نجات؟
راهکار:
این جمله بیشتر شبیه «قهرمانشدن از ترس قربانیشدن» است؛ نجاتدهندهای که همیشه اول وارد تاریکی میشود، گاهی در حال فرار از تاریکی خودش است. جای «من قویام چون میشکنم» میتوان پرسید «اگر اول از خودت مراقبت کنی، چه کسی را میتوانی واقعاً نجات دهی؟»