از بچگی خودم املا میگفتم؛ دیگر انتظاری ندارم:
در نظریه دلبستگی، کودکی که نیازهایش را خودش برآورده میکند ممکن است «خودکفایی دفاعی» پیدا کند: مغز کمکخواستن را تهدید میبیند. پژوهشها این الگو را با اجتناب از صمیمیت و سرکوب نیازها مرتبط میدانند. آیا استقلال همیشه انتخاب است یا گاهی بقا؟
راهکار:
این جمله را میتوان اینطور بازقاببندی کرد: «انتظار نداشتن از دیگران» با «نیاز نداشتن به دیگران» یکی نیست. از بچگی خودت تکیهگاه خودت بودهای؛ حالا میتوانی بهجای حذف انتظار، آن را به توافق شفاف تبدیل کنی: دقیقاً چه میخواهی، چه چیزی قابل مذاکره است و چه چیزی نه.