فرار از خود؛ چرا از همه فرار میکنیم؟:
در روانشناسی به این وضعیت «اجتناب تجربهای» میگویند: وقتی ذهن نه فقط از موقعیتها، بلکه از افکار و هیجانهای درونی هم فرار میکند. پژوهشها نشان میدهد هرچه بیشتر از تجربهٔ درونی اجتناب کنیم، دامنهٔ اضطراب و حس بیگانگی گستردهتر میشود. مغز فرار را یک راهحل موقتی میبیند، اما در واقع مسیر عصبی ترس را تقویت میکند. جالب اینجاست که در فلسفهٔ اگزیستانسیال، فرار از خود نوعی «خودفریبی» است؛ چون نمیتوان از چیزی که همان «خود» است فرار کرد، فقط میشود موقتاً حواسش را پرت کرد. اگر همیشه مقصد فرار «هیچجا» باشد، آیا این فرار هنوز یک انتخاب است؟
راهکار:
این حس را میتوان از زاویه «اجتناب تجربهای» دید: ذهن برای فرار از درد، از موقعیتها و حتی خودش فاصله میگیرد. شاید نوشتنِ سه جمله دربارهٔ چیزی که امروز از آن فرار کردی، اولین نقشهٔ برگشت باشد.