او تنها ترین بود..
تنها چیزی که او را در مسیر زندگی اش همراهی کرد، قدم هایش بودند
او به مرور یاد گرفت تنها خودش میتواند نجات بخش باشد و کسی نمیتواند به زندگی اش نور ببخشد..
او به امید اعتقادی نداشت، اما میدانست تا جایی که نفس میکشد موظف به ادامه است پس این اجبار را پذیرفته بود..
او مجبور بود که ادامه بدهد، پس به صداها و حرف ها توجه نکرد و فقط ادامه داد..
و به این امید زندگی کرد که شاید جایی بهتر از این زندان باشد️
تنها چیزی که او را در مسیر زندگی اش همراهی کرد، قدم هایش بودند
او به مرور یاد گرفت تنها خودش میتواند نجات بخش باشد و کسی نمیتواند به زندگی اش نور ببخشد..
او به امید اعتقادی نداشت، اما میدانست تا جایی که نفس میکشد موظف به ادامه است پس این اجبار را پذیرفته بود..
او مجبور بود که ادامه بدهد، پس به صداها و حرف ها توجه نکرد و فقط ادامه داد..
و به این امید زندگی کرد که شاید جایی بهتر از این زندان باشد️
-
تنهایی فلسفی اجبار به زندگی امید در زندان خود نجات بخش تنهایی و استقامت تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد تنهایی مزمن مثل یک «...