سندرم ناجی؛ چرا خواستنِ خوبیِ همه ما را بد کرد؟:
در روانشناسی به این میل به خوبکردنِ همه «سندرم ناجی» میگویند؛ مغز هنگام کمککردن مدار پاداش را فعال میکند، اما تکرارش به فرسودگی همدلانه و کاهش اکسیتوسین منجر میشود. جالبتر اینکه کمکِ بیشازحد، استقلال طرف مقابل را هم نابود میکند؛ پدیدهای به نام «وابستگی به کمک». مرز بین عشق و کنترل کجاست؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهی «مسئولیتپذیری سالم» دید: خواستنِ خوبیِ همه نشانهی همدلی است، اما اگر با نادیدهگرفتن مرزها همراه شود، عشق به مراقبتِ اجباری تبدیل میشود. جابهجایی ضمیر از «ما» به «من» کمک میکند تجربه شخصیتر و قابلهضمتر شود: «من بد نبودم؛ فقط یاد نگرفته بودم همه را نجات ندهم.»