خوبی کردن به ناشکرها؛ آب دادن به گل مصنوعی:
در نظریه مبادله اجتماعی، هر رابطه حتی مهربانی نوعی تبادل هزینه و پاداش است؛ وقتی پاداش عاطفی صفر باشد، ذهن بهجای قدردانی احساس بهرهکشی را ثبت میکند. همینجاست که مهربانی بیبازخورد به فرسودگی شفقت و چرخهی تأییدخواهی تبدیل میشود. مرز مهربانی کجاست؟
راهکار:
این استعاره، مهربانی را نه یک وظیفهی بیپایان، بلکه منبعی محدود نشان میدهد که اگر بازخورد واقعی نگیرد، فقط ظاهرِ رابطه را سبز نگه میدارد؛ درست مثل گل مصنوعی که زنده نیست اما هزینهی نگهداری دارد. نکتهی تیز ماجرا این است که بعضی خوبیها نه به خاطر بدی طرف مقابل، بلکه به خاطر نبودِ «خاکِ مناسب» هدر میروند.