بستن قلب و خفه کردن احساسات؛ وقتی بغض بیصدا میمونه:
سرکوب احساسات فقط یه رفتار نیست؛ مدار مغز رو درگیر میکنه. تحقیقات نشون میده وقتی آدمها خشم یا غم رو مدام قورت میدن، کورتیزول بالا میمونه و آمیگدال حساستر میشه؛ در بلندمدت، همین «خفهکردن» میتونه سروتونین رو پایین بیاره و حتی حساسیت به درد جسمی رو زیاد کنه. جالبه که در رواندرمانی به این میگن «بازداری هیجانی» و یکی از قویترین پیشبینیهای فرسودگی روانی همینه. به نظرتون سکوت کردن واقعاً آرامش میاره یا فقط صدای بغض رو بلندتر میکنه؟
راهکار:
این متن رو میشه شروع داستان یه رهایی دید: اگه همون «بغض خفهشده» یه روز تبدیل به یه فریاد یا یه جمله بشه، چی اتفاق میافته؟