ما از خدا بالاتریم؟ خوانش طنز و فلسفی:
در الهیات توماس آکویناس، خداوند «خودِ وجود» است، نه موجودی دارای وجود؛ بنابراین مقولهٔ «داشتن» از بن بر او صادق نیست. در منطق ویتگنشتاین، جملهٔ «خدا خدا ندارد» یک بازی زبانی است که مرز زبان ما را نشان میدهد، نه واقعیت متافیزیکی. در عرفان ابنعربی، حق از هر قیدی حتی قید «دارندگی» مبراست و این دقیقاً همان نقطهای است که زبان عادی در آن میشکند. اگر خدا خودش را داشته باشد، آیا دچار تسلسل بینهایت میشود؟
راهکار:
این گزاره در واقع بازی زبانی با مفهوم خودبسندگی خداوند است؛ در عرفان، خدا خودِ هستی است و مقولهٔ «داشتن» از اساس به او تعلق نمیگیرد. به همین دلیل، قیاس «ما داریم، او ندارد» نه برتری که جابهجایی سطح وجودی را نشان میدهد.