پشیمانی خدا از خلقت: ریشههای فلسفی یک ناامیدی ازلی:
در کتاب مقدس (پیدایش ۶:۶) به صراحت آمده: «خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین آفریده بود و در دل خود محزون گشت.» این تنها متن الهی نیست که ندامت الهی را ثبت کرده؛ در اسطوره مزوپوتامی انوما الیش نیز خدایان از آشوب انسانها به تنگ میآیند. از منظر روانکاوی، این فرافکنی ناامیدی جمعی انسان از خویشتن است؛ خطایی شناختی به نام «ادراک پشیمانی جهان». آیا اگر خدا هم پشیمان باشد، آیا این پشیمانی خودْ نوعی رهاییبخشی و آغاز تراژدی رستگاری نیست؟
راهکار:
در اسطورههای بینالنهرین، انلیل از سر و صدای انسانها به ستوه آمد و طوفان فرستاد؛ یهوه هم در سفر پیدایش از آفرینش انسان پشیمان شد. این ایده که آفریننده از مخلوق خود دلزده شود، یک کهنالگوی جهانی برای توضیح رنج و نقص در جهان است، نه یک بدعت شخصی.