نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی.
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظهی شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنان که فقط خاطرهای باقی خواهد ماند
لحظهها عریانند
به تن خود جامهی اندوه مپوشان هرگز️
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظهی شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنان که فقط خاطرهای باقی خواهد ماند
لحظهها عریانند
به تن خود جامهی اندوه مپوشان هرگز️
4.0
شعر فلسفی فانی بودن اندوه گذشتن غصه خاطره شدن غم لحظه های عریان بر اساس پژوهشهای عصبشناختی، هر بار که در غم غوطه...