تبدیل شدن بعضی آدمها به سکوت؛ چرا خاطره نمیشوند؟:
اثر زیگارنیک نشان میدهد کارهای ناتمام تقریباً دو برابر کارهای کامل در حافظه میمانند. رابطهی ناتمام هم همینطور است: مغز آن را نمیبندد، بنابراین تبدیل به تصویر نمیشود؛ بهصورت یک کشمکش بیصدا در پسزمینه ذهن باقی میماند. سکوت در این حالت انفعال نیست، پردازش مداومِ نبودن است. چرا بعضی آدمها فقط وقتی تمام میشوند، بیشتر حاضرند؟
راهکار:
این جمله را میتوان اینطور بازخوانی کرد: سکوت، خودش یک زبان است؛ شاید آن آدمها تبدیل به مکثی شدهاند که ناگفتهها را نگه میدارد، نه به غیابی خالی.