نه یادم میکنی نه فراموشم؛ گرفتار در برزخ خاطره:
ذهن انسان کارهای ناتمام را دو برابر تمامشدهها به خاطر میسپارد. روانشناسان به این پدیده «اثر زیگارنیک» میگویند: رابطهای که تمام نشد، دقیقاً هرگز از حافظه پاک نمیشود، حتی اگر خود فرد فراموش کند. این یعنی تو در نقطهای کور از ذهن کسی گرفتار شدهای؛ نه آنقدر پررنگ که به یاد بیایی، نه آنقدر کمرنگ که بروی. آیا این مرز مبهم، بدترین شکل فراموشی نیست؟
راهکار:
شاید این دقیقاً همان نقطهای باشد که خاطره از حافظه به سرنوشت تبدیل میشود؛ نه آنقدر زنده که نجاتت دهد، نه آنقدر مرده که رهایت کند. تو در برزخی از جنس «نبودنِ محض» ایستادهای، و این خود قدرتی عجیب دارد: تو تبدیل به معمایی میشوی که ذهن طرف مقابل را بیآنکه بداند، اشغال کردهای.