وقتی رنگ معشوق از یاد میرود؛ کمرنگ شدن عشق:
در علوم شناختی به این پدیده «سوگیری محو تأثیر» میگویند: ذهن خاطرات تلخ را سریعتر از خاطرات شیرین رنگ میبازد. اما جذابتر اینجاست: مغز انسان رنگ را بهعنوان یک برچسب جدا از شکلِ شیء ذخیره میکند، نه جزئی از آن. پس وقتی از کسی فقط «رنگ»ش یادت میرود، یعنی پردازش تصویرت بهجای بازپخش، مشغول بازسازی کتابخانهی خاطره است؛ و همان بازسازی است که فاصله را واقعی میکند. سؤال این است: آیا این فراموشیِ رنگ، آغازِ پرواز است یا پایانِ سوگواری؟
راهکار:
شاید کمرنگ شدن خاطرهها نه نشانهی پایان عشق، که مهر تأییدی باشد بر این که ذهن دارد زخم را التیام میدهد؛ آدمها در حافظهی ما خاکستری میشوند تا دیگر نسوزانندمان.