جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

خاطرات فراموش‌نشده

1 پست
متن های خاطرات فراموش‌نشده / بهترین متن خاطرات فراموش‌نشده [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
هنوز آنجا بود،صندلی ای که صاحبش را گم کرده بود.
هنوز آنجا بود؛آن حسی که عاملش خیلی وقت پیش در زیر خاکستر های نفرت دفن شده بود.
هنوز آنجا بود،آن آغوشی که روزی متعلق به کسی بود،که دیگر نیست...
و او هنوز هم منتظر است،انتظار،عامل تمام درد های جهان،انتظار،بغض نهفته در گلو،انتظار،یک امید واهی...
1.0
غمگین تنهایی از دست دادن عزیز انتظار بی‌پایان احساس تنهایی خاطرات فراموش‌نشده
در روانشناسی به این پدیده «سوگ پیش‌بینی‌شده» می‌گو...

انتظار برای کسی که دیگر نیست:

در روانشناسی به این پدیده «سوگ پیش‌بینی‌شده» می‌گویند: ذهن قبل از فقدان واقعی، شروع به کنار آمدن می‌کند. اما جالب اینجاست که نورون‌های آینه‌ای مغز، حین یادآوری آغوش فرد غایب، همان مسیرهای عصبی آغوش واقعی را فعال می‌کنند. یعنی تو هنوز در مغزت آن آغوش را «می‌بینی». این یعنی انتظار، یک توهم نیست؛ یک حفظ‌کننده‌ی عصبی است. سوال: آیا اگر روزی صندلی پر شود، آن نورون‌ها بازنویسی می‌شوند؟

راهکار:

این متن نه سوال می‌پرسد و نه اشتباه علمی دارد. برای بازسازی احساسی، می‌توانی تصور کنی که صندلی خالی نماد یک «پل معلق» است: منتظر می‌ماند تا وزن دوباره‌ای به آن برگردد، اما پل فقط در نبود وزن، پل است. شاید خود انتظار، هویت آن رابطه را حفظ می‌کند.

مشابه ها