هنوز آنجا بود،صندلی ای که صاحبش را گم کرده بود.
هنوز آنجا بود؛آن حسی که عاملش خیلی وقت پیش در زیر خاکستر های نفرت دفن شده بود.
هنوز آنجا بود،آن آغوشی که روزی متعلق به کسی بود،که دیگر نیست...
و او هنوز هم منتظر است،انتظار،عامل تمام درد های جهان،انتظار،بغض نهفته در گلو،انتظار،یک امید واهی...
️
هنوز آنجا بود؛آن حسی که عاملش خیلی وقت پیش در زیر خاکستر های نفرت دفن شده بود.
هنوز آنجا بود،آن آغوشی که روزی متعلق به کسی بود،که دیگر نیست...
و او هنوز هم منتظر است،انتظار،عامل تمام درد های جهان،انتظار،بغض نهفته در گلو،انتظار،یک امید واهی...
️
1.0
غمگین تنهایی از دست دادن عزیز انتظار بیپایان احساس تنهایی خاطرات فراموشنشده در روانشناسی به این پدیده «سوگ پیشبینیشده» میگو...