سختی جدایی از کسی که فکر میکردی همیشه میماند:
روانشناسان به این وضعیت «اثر زیگارنیک» میگویند: ذهن، کارهای ناتمام را بسیار پررنگتر از کارهای کامل نگه میدارد؛ برای همین رابطهای که بیپایان مانده، تبدیل به انبوهی خاطره میشود. مطالعات fMRI نشان میدهد طرد عاطفی همان مسیرهای درد فیزیکی در مغز را فعال میکند؛ پس این «سختترین رفتن» فقط حس شاعرانه نیست، بلکه درد واقعی عصبی است.
راهکار:
مغز خاطرات را مثل فیلم بایگانی نمیکند؛ بلکه هر خاطره با همان حس و بو و صدای لحظه گره میخورد. برای همین بعد از رفتن، یک آهنگ یا یک خیابان ناگهان تو را به گذشته پرتاب میکند. آن «عالمه خاطره» تنها یادگاری او نیست؛ تلاش ذهن توست برای حفظ پیوستگی هویتت در نبود کسی که قرار بود بماند.