بدترین حالت عشق: دلش با تو نیست، اما تو خاطرش را میخواهی:
اینجا در واقع با پدیدهای به نام «ناهماهنگی شناختی» درگیریم: ذهن تو نمیتونه همزمان باور کنه که اون آدم برات ارزش نداره و همچنان بهش وابسته باشی. جالب اینجاست که مغز برای کاهش این تنش، خاطرات رو دستکاری میکنه و نوستالژی رو پررنگتر از واقعیت نشون میده. این همون دامیست که باعث میشه سالها درگیر خاطراتی باشی که ۸۰٪شون رو خودت ساختهای. تا حالا امتحان کردی بنویسی دقیقاً چه چیزی از اون آدم در حال حاضرت کمه؟
راهکار:
این وضعیت ریشه در پدیدهای به نام «سوگیری بازسازی حافظه» دارد؛ مغز ما خاطرات رو گلآلود و شیرینتر از واقعیت بازسازی میکنه. برای رهایی، یک لیست از دلایل واقعی که اون آدم برات مناسب نیست بنویس و هر بار که دلت خواست به خاطرش برگردی، اول اون رو بخون.