آزادی یا بیهدفی؟ قطارِ از ریل خارجشده:
در روانشناسی به این «اضافهبار انتخاب» میگن: در آزمایش مربای شیوا آینگار، وقتی تنوع شیشهها زیاد بود، خرید کم شد. آزادیِ بیش از حد، فلجکنندهست. از نظر عصبی هم دوپامین فقط وقتی ترشح میشه که مسیر مشخص باشه؛ مغز برای «رسیدن» به پیشبینیپذیری نیاز داره، نه آشفتگی. پس قطارِ خارج از ریل فقط شبیه آزادیِ بیپایانه، بدون حرکت به مقصد. به نظرتون آزادیِ بیقصد میتونه خودش یه جور رسیدن باشه؟
راهکار:
شاید مقصد این قطار اصلاً ایستگاه نبوده؛ خودِ آزادیِ مسیر، مقصدش بوده. بیرونزدن از ریل، رسیدن به نوع دیگری از حرکت است.