بابام پادشاه نیست، مامانم ملکه نیست، ولی من شاهزادهام!:
تو روانشناسی به این پدیده میگن «سوگیری خودخدمتی»: مغز ما موفقیتها و ویژگیهای مثبت رو به خودمون نسبت میده تا تصویر ذهنیمون از خودمون قوی بمونه. جالبه که حتی تو خاندانهای سلطنتی واقعی هم شاهزادهها همیشه این حس رو ندارن؛ پس این «خودشاهزادهپنداری» یه مکانیزم دفاعی هوشمندانهست، نه یه شوخی ساده. به نظرتون این طرز فکر بیشتر به اعتمادبهنفس ربط داره یا به فرار از واقعیت؟
راهکار:
این نگاه میتونه یه ایده بامزه برای چالشهای خانوادگی بشه؛ مثلاً با همون لحن بگین: «بابام پادشاه نیست، مامانم وزیر نیست، ولی من نخستوزیرم!»