خانه امن نباش؛ مرز عاطفی با کسی که لیاقت آوارگیه:
در مثلث کارپمن، «نجاتدهنده» با حمایت بیمرز ناخواسته نقش «قربانی» را تثبیت میکند؛ حمایت بیشازحد از خودمختاری میکاهد و درماندگی آموختهشده میسازد. خانه امن برای کسی که آوارگی را انتخاب کرده، میتواند توقفگاه موقت باشد نه پناهگاه. مرز، خودِ امنیت است یا فقط دیوار؟
راهکار:
بازخوانی دقیقتر: آدمی که آوارگی را انتخاب میکند، امنیت تو را نه پناه، بلکه توقفگاه موقت میبیند. تضاد اصلی در «خانهای که درش به روی هر رهگذری باز است» با «سقفی که برای ساکنش هم نیست» نهفته است؛ مرز، نه دیوار بلکه سقف واقعی رابطه است.