وقتی آدمها عزرائیل میشوند و آرزوها خاک میشوند:
تحقیقات عصبشناختی نشان میدهد دردِ طردشدن و تحقیر دقیقاً همان بخشی از مغز را فعال میکند که درد فیزیکی فعال میکند؛ یعنی جملهٔ «روح را کشت» یک استعارهٔ صرف نیست. در روانشناسی بالینی به این حالت «مرگ روانی» میگویند؛ فرد قربانی امید و میل را مانند عضوی ازدسترفته تجربه میکند. حتی داروهای مسکن ساده میتوانند شدت درد عاطفی را موقتاً کاهش دهند، چون مسیر عصبی مشترک است. آیا این زخم بیخون، بدون قطع ریشهٔ رابطه درمان میشود؟
راهکار:
این متن را میشود از زاویهٔ خاکِ باغبانی خواند: هر دانهای که زیر خاک میرود لزوماً نابود نشده، بلکه در تاریکی آمادهٔ ریشهزدن است. آدمهایی که نقش عزرائیل را بازی میکنند، در واقع نمیتوانند آرزویی را معدوم کنند؛ فقط میتوانند آن را از دید تو پنهان کنند، مگر اینکه کلید انبارِ بذرهایت را از تو بگیرند.