پشت سرت داستان نساز؛ کتاب قصه را برای ملت باز میکنم:
انسانها طبق پژوهش رابین دانبار ۶۵٪ مکالمات روزانه را صرف غیبت میکنند؛ این کار اکسیتوسین ترشح میکند و پیوندها را محکم میکند. اما وقتی تهدید میکنی «کتاب قصه رو باز میکنم»، داری از اثر استرایسند استفاده میکنی: هر تلاش برای سرکوب یک داستان، آن را جذابتر و پخش آن را انفجاریتر میکند. در نظریه اطلاعات، روایت ممنوعه باارزشترین ارز اجتماعی است. گاهی سکوت، از افشاگری قدرتمندتر عمل میکند.
راهکار:
در روانشناسی اجتماعی، تهدید به «باز کردن کتاب قصه» نوعی اعلام قدرت روایی و دعوت به بازی اعتراف است. این جمله یک «والد انتقادی» در تحلیل تراکنش را نشان میدهد که میخواهد با انحصار روایت، کنترل را بدست آورد. شاید اثرگذارتر این باشد که روایت را دموکراتیک کنی: بگذار هرکس قصه خودش را بگوید، آنوقت قدرت روایت از آنِ جمع میشود نه یک نفر.